عکس توسط v2osk در Unsplash دونالد جان ترامپ نیازی به دیپلمات ندارد. او بارها به ما گفته است.
بخشی از دلیل آن ممکن است حسادت باشد. هیلاری کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه خدمت کرد ، پستی که به دانش و مهارت هایی احتیاج دارد که آقای ترامپ از آنها برخوردار نیست. او به ما می گوید ، او نیازی به کسی ندارد که به جای او صحبت کند. وی هیچ تمایزی میان صحبت کردن برای ایالات متحده و صحبت کردن به جای دونالد ترامپ درک نمی کند.
او شاید بین نقش خود به عنوان رئیس دولت و نقش خود به عنوان رئیس دولت اشتباه گرفته شود. به اندازه کافی گیج کننده است که برای جدا کردن دو عملکرد چیزی برای گفتن وجود دارد. رئیس دولت غالباً مجبور نیست هنگام رأی دادن به یک دولت ، آنجا را ترک کند و فکرش را بکنید ، ترامپ احتمالاً چنین چیزی را دوست دارد.
به نظر می رسد او با مستبدین مانند کیم جونگ اون راحت است اما کمی گیج است در مورد تقسیم کار بین ملکه الیزابت و بوریس جانسون. سطح راحتی او مواردی مانند شلیک موشک توسط آقای کیم اما نوشتن نامه های دوست داشتنی را به ما می دهد. و انکار "قاطعانه" ولادیمیر پوتین از دخالت در تغییر نتایج انتخابات 2016 ایالات متحده. در مورد خودکامگی ها هرچه فکر می کنید ، آنها از یک دستورالعمل اصلی ساده پیروی می کنند: اراده خودکامه.
در حالی که دیپلماسی توسط توییت عملکرد خوبی نداشته است ، با ترک صدها نفر از افراد ارشد دولت ترامپ ، اوضاع وخیم تر شده است. پست های خالی وزارت خارجه حتی گیج کننده تر ، سفیران - - به طور سنتی آلوهای سیاسی - نیز خالی مانده اند ، گویی آقای ترامپ مجبور است هر پست را شخصاً پر کند یا اصلاً خالی از سکنه باشد و مدت کوتاهی نیز داشته باشد ، چه با یک جنگ تجاری و همه. /p>
نتیجه عملی توقیف وزارت امور خارجه و ناتوانی همزمان در انجام هر کار دیپلماتیک بسیار پیچیده تر از یک توئیت است.
ترامپ در مورد یک موضوع حق دارد. برخی وظایف دیپلماتیک وجود دارد که واقعاً خواستار مداخله capo di tutti i capi است. این دلیل نصب خط گرم بین رئیس جمهور جان کندی و نخست وزیر نیکیتا کروشچف بود که در طول جنگ سرد به خوبی به هر دو کشور خدمت می کرد.
بحران در آن سطح در حال حاضر و برای هفته گذشته در حال جوشیدن است. اگر مقام رسمی در انتهای خط آمریکا مهارت لازم برای رسیدگی به شرایط اضطراری را داشت ، خط داغ بین رئیس جمهور دونالد ترامپ و رئیس جمهور شی جین پینگ باید بر سر هنگ کونگ سر و صدا می کرد.
یک خط داغ بین واشنگتن و پکن است که توسط دولت جورج دبلیو بوش بین سالهای 2006 و 2008 مورد مذاکره قرار گرفت و در دولت اوباما در سال 2015 گسترش یافت تا مستقیماً نظامیان ایالات متحده و چین را به هم متصل کند تا از تشدید تصادفی از آتش سوزی به یک آتش سوزی کلی جلوگیری شود.
کشوری که قبلاً نیروهای دموکراسی را علیه نیروهای خودکامگی رهبری می کرد ، استعفا داد. اکنون ما به حدی هدایت می شویم که مردی از نظر فلسفی با خودکامگی همسو است. همانطور که آقای ترامپ دیدارها و استقبال های سراسر جهان را آغاز کرداو سیاست های ایالات متحده را لنگر می اندازد ، او با قدیمی ترین متحدان ما مبارزه می کند و هرگز با خودکامه ای که دوستش ندارد ملاقات نمی کند.
با ژنرال های آتلانتیک و اقیانوس آرام برای جلوگیری از درگیری های نظامی با نیروهای منظم در خاک ما بین سالهای 1848 و 1941. او ثابت کرد که در مورد مکانیسم بودجه سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناآگاه است و اعتماد متقابل را که چسب ناتو توسط با ابراز تردید در مورد تمایل این کشور برای پایبندی به سنگ بنای اتحاد ، "حمله به یک حمله به همه است."در همان زمان ، وی با دوستی های ولادیمیر پوتین به جامعه تحسین متقابل خود افزود با مستبدین در فیلیپین ، عربستان سعودی و چین و همچنین آنچه او "نامه های عاشقانه" میان خود و دیکتاتور مشت خونین کره شمالی توصیف کرد. رابطه عاشقانه کره ای او بدون ادامه متحدان قدیمی در کره جنوبی و ژاپن پیش رفت.
ترامپ به طور یک جانبه سنگ بنای سیاست خارجی ایالات متحده را از جنگ جهانی دوم ، مخالفت با گسترش سلاح های هسته ای ، رها کرد. وی ادعا کرد که نگران ژاپن برای دستیابی به چتر هسته ای خود برای جایگزینی ما و همچنین تبدیل شدن عربستان به دومین قدرت هسته ای در منطقه دیگری از کاسه پودر است ، تا حدودی غیرواقعی انتظار داشت که قدرت پیشگام سنی هسته ای شود بدون ایجاد انگیزه برای قدرت شیعه در ایران برای انجام چنین کاری.
برای تأثیرگذاری در بحران هنگ کنگ ، ترامپ باید یک مدافع صادق دموکراسی باشد تا به عنوان یک کارگزار صادق پذیرفته شود. او نمی باشد. اما وضعیت هنگ کنگ بر روی پوسته های تخم مرغ دیپلماتیک (با تشکر از شما انگلیس) ساخته شده است و حفظ صلح به مهارت مذاکره فراتر از هر آنچه آقای ترامپ به نمایش گذاشته و دانش عمیق از تاریخ چین نیاز دارد. آقای ترامپ مطالعه تاریخ را نادیده می گیرد و مشهور است که از خواندن کتاب های توجیهی امتناع می ورزد.
سهم وی در صلح در هنگ کنگ تاکنون شامل توئیت هایی بوده است که ابراز امیدواری می کند که همه برای همه طرف ها خوب باشد. "از جمله چین" ، گویی که یک فکر بعدی است. برای صحبت موثر با چینی ها در مورد بحران ، لازم است فرض کنید که هنگ کنگ بخشی از چین است. و این باعث می شود که تصور درستی این تصور راحت تر باشد.
اگر از میدان تیان آن منکر دیگری جلوگیری شود ، نتیجه آن تحمل چینی و اقبال فراوان خواهد بود. ایالات متحده خلا قدرت خیره کننده ای را ترک می کند که اشغال مجدد آن سالها به طول خواهد انجامید. این واقعیت اقتصادی است که ما باید تلاش کنیم. ما بیش از آنچه آلمان در اتحادیه اروپا می تواند از مسئولیت های رهبری اجتناب کنیم
یک بحران دیگر وجود دارد که فقط در کنار هنگ کنگ به دلیل خطر مبادله هسته ای ذکر می شود ، این بحران بین هند و پاکستان . ایالات متحده هیچ خط تلفنی ندارد. ما این مزیت را داریم که در بحران کنونی یعنی هند ، به طرف مقصر تر نزدیک شویم. روابط ما با پاکستان هرگز به طور کامل بهبود نیافته استتوهین پرزیدنت اوباما هنگام مجاز بودن مأموریت برای کشتن اسامه بن لادن.
اگر ما توانایی دیپلماتیک قدرتمندی داشتیم و می توانستیم برای جلوگیری از تلاش نخست وزیر هند ، نارندرا مودی ، برای بازگرداندن سیاست های داخلی کشمیر برای تبدیل هندو به یک محاصره مسلمان ، احتمال صلح خواه بودن برای شبه قاره و منافع مهم ایالات متحده خوب است.
طولانی ترین جنگ ما در افغانستان از همان ابتدا با تلاش های پاکستان برای بازی پیچیده است هر دو طرف. هند دوست ماست اما مودی در این مورد اشتباه می کند و دوستی ما باعث می شود ما ثابت قدم باشیم تا چنین چیزی را به او بگوییم. این موردی است که انجام یک کار درست ممکن است پاداش داشته باشد ، اما یک بار دیگر ، این کار نیاز به مداخله یک POTUS دارد که از تاریخ اختلافات کشمیر از سال 1947 بی گناه است و مانند گاو نر که فروشگاه چینی خود را دارد ، مذاکره می کند.
ایالات متحده به طور موثر تا بعد از انتخابات سال 2020 کنار گذاشته می شود. انزوا طلبان این موضوع را دوست خواهند داشت و کسانی که می دانند قدرت بزرگ مسئولیت بزرگی را به دوش می کشد تنها می توانند امیدوار باشند که نتیجه معمول انزوا طلبی آمریکا نمی تواند در مدت زمان کوتاهی به نتیجه برسد.
حتی با رفتن ترامپ ، بازسازی وزارت امور خارجه وقت و استعداد خواهد گرفت ، و ما با کمبود استعداد مشهود روبرو هستیم. انگیزه کمی برای تحصیل سیاست خارجی در دوره تحصیلات تکمیلی وجود دارد و درخواست برای شرکت در آزمون افسر خدمات خارجی سریعتر از روحیه در وزارت امور خارجه کاهش یافته است.
آماده سازی برای خدمات خارجی نیاز به دوزهای زیادی از تاریخ و سیاسی دارد علم به علاوه مهارت در حداقل یک زبان اما ترجیحاً چندین زبان. به تازگی بهترین مکانها برای آماده سازی - مدارس سطح جورج تاون ، هاروارد و استنفورد - مجبور به شکست دادن انبوهی از متقاضیان بیش از حد مجاز نبوده اند.
حتی وقتی استخر استعدادها بازسازی شود ، مجموعه تجربیات لازم است. وزارت امور خارجه فقط یکی از چندین منطقه فاجعه ای است که نیاز به مرمت دارد.
خساراتی که با بی کفایتی مطلق در راس دولت ایالات متحده وارد شده گسترده و عمیق است. اگر آقای ترامپ و مسکو میچ مک کانل چهار سال راه خود را حفظ کنند ، بازسازی به یک تلاش گران و دو جانبه احتیاج دارد.